تبليغاتX
دانشگاه بیدار است/ از نفرت سرشار است

دانشگاه بیدار است/ از نفرت سرشار است

خبرنامه فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز

سایت خبری شیراز :خبرنامه دانشجویان شیراز
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:25  توسط ایستادگی  | 

بالاخره پس از نزدیک به یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

 

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد. جالب آن که در این میان سناریوسازی رسانه های حامی دولت، که این عمل را پاپوشی از سوی انجمن اسلامی زنجان و دفتر تحکیم وحدت می دانستند، نقش بر آب شد.

 

لازم به ذکر است دفتر تحکیم و انجمن های زیر مجموعه این اتحادیه قصد داشتند چنانچه اعتراضات دانشجویان زنجان تا آخرین ساعات روز سه شنبه به نتیجه نرسید، التیماتومی به وزارت علوم جهت برآورده کردن مطالبات این دانشجویان بدهند. انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور تصمیم داشتند در صورت برآورده نشدن مطالبات دانشجویان زنجان در پایان اولتیماتوم دفتر تحکیم، حمایت های عملی خود را در هفته آینده از این دانشجویان آغاز کنند.

 

دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای در این خصوص ضمن تبریک به دانشجویان زنجان به سبب ایستادگی و کسب پیروزی و یادآوری معضلات کمیته های انضباطی یادآور شد: «از آنجا که در گذشته خاطیان مجازات نشدند و در این حادثه نیز مسئولین وزارت علوم و حامیان دولت به جای برخورد قاطع، سعی فراوانی در سرپوش نهادن بر این حادثه و انحراف افکار عمومی جهت برخورد با منتقدان را داشتند، بی شک افراد دیگری نیز در آینده با خیال آسوده از عدم مجازات، این عمل را تکرار خواهند نمود و همان طور که این حادثه اولین آن نبود بی شک آخرین آن نیز نخواهد بود. بی شک تنها راه جلوگیری از این گونه حوادث برکناری وزیر علوم و همراهان بی کفایتش و انتخاب رؤسای دانشگاه ها با اتکا بر توانایی علمی و شایستگی‌های فردی به انتخاب جامعه دانشگاهی است و نه بر اساس دسته بندی‌های سیاسی و ریاکاری که اکنون ملاک است و نتیجه آن تعرض های مکرر به دختران دانشجو توسط منصوبین دولت نهم است، پدیده شومی که در گذشته سابقه نداشته است.» متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

دفتر تحکیم وحدت: تا زاهدی وزیر است این وقایع تکرار می شود

 

قریب به سه سال از به قدرت رسیدن دولت نهم می گذرد. در این مدت، دولتی که با شعار مبارزه با فساد بر سر کار آمده بود چنان بر فساد اداری و اخلاقی دامن زد که ایران سقوطی ۱۵ پله‌ای را ازنظر فساد ادارای در رده بندی جهانی تجربه کرد، تا کنون دو تن از حامیان دولت درمجلس به دلیل فساد اخلاقی بازداشت شده اند و گسترش فقر با وجود قیمت ۱۳۰ دلاری نفت، خود دلیلی بر فساد مالی و سوء مدیرت گسترده در دولت نهم است. اما در این میان، فساد اخلاقی منصوبان دولت نهم در دانشگاه‌ها حدیثی تاسف بارتر و دردناک‌تر است.

 

از زمانی که وزیر بی تدبیر علوم، تنها به واسطه ارتباط فامیلی با یکی از سران نمایندگان جناح اصولگرا بر کرسی صدارت وزارت علوم تکیه زد درکنار مشکلات فراوان صنفی و برخوردهای گسترده با فعالین منتقد دانشجویی و تشکلهای مستقل‌شان، شاهد پدیده زشت تعرض به دختران دانشجو توسط منصوبین وزیر بوده ایم. هر چند بسیاری از افرادی که این اتفاق شوم برای آنها رخ می‌دهد حاضر به افشای آن نیستند اما در این مدت در دانشگاههای کرمانشاه، سهند تبریز و اکنون زنجان وقوع این حادثه علنی گشته است. نکته تاثر برانگیزتر آنکه دختران قربانی هرکدام به بهانه ای واهی از قبیل پوشش، به کمیته انظباطی فراخوانده شده اند و پس از تشکیل پرونده مسئول مربوطه آنان را تهدید کرده است که در صورت عدم برقراری رابطه نامشروع با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد. ازسوی دیگر تا کنون هیچ برخورد قاطعی با عاملان این رفتارهای زشت صورت نگرفته است. آن زمان که مساله تعرض به یک دختر دانشجو در دانشگاه کرمانشاه انتشار یافت تنها مسئول روابط عمومی تحکیم و خبرگزاری انتشار دهنده خبرکه به این مساله اعتراض نموده بودند مواخذه و دادگاه آنها برگزار شد و هیچ خبری مبنی بر مجازات مسئول مربوطه انتشار نیافت.

 

در حادثه دانشگاه زنجان نیز حامیان دولت با استفاده از توان رسانه ای خود قصد سرپوش نهادن بر عمل شرم آور معاون دانشجوی دانشگاه زنجان را داشتند و روزنامه کیهان، ایران -ارگان رسمی دولت- خبرگزاری فارس و سایتهای رجا نیوز وبرنا که ید طولایی در تخریب دگراندیشان و سرپوش نهادن بر فساد دولتمردان نهم دارند سعی نمودند این مساله را توطئه‌ای برای بی آبرویی دولت نهم و ایجاد اغتشاش جلوه دهند ونهایت تلاش خود را برای تبرئه مسئول متخلف به خرج دادند و حتی کوشیدندبا انتشار اخبار کذب زمینه برخورد با منتقدان را فراهم آورند. همچنین در حالی که در هنگام انتشار نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر، دو معاون وزیر بلافاصله دانشجویان منتقد را متهم نمودند این بار معاون فرهنگی وزیر با ایجاد شبهه در این مساله، سعی در سرپوش گذاشتن بر آن داشت. جالب اینکه این دروغ پراکنی‌ها وایجاد شبهات در حالی صورت پذیرفت که فیلم این ماجرا انتشار یافته بود و رئیس دانشگاه نیز رسما وقوع این عمل شرم آور را پذیرفت و اکنون جای سوال باقی است که این مدعیان دروغین حقیقت چه پاسخی به افکار عمومی دارند؟

 

از سوی دیگر این اتفاقات در حالی روی داد که این مدیران، تنها با اتکا به ارزشها! به این سمتها منتصب شده اند. این حوادث شوم نه تنها فروپاشی اخلاقی دردولت نهم و حامیانش را نمایان می سازد بلکه لزوم تغییر در روش انتخاب مدیران را یادآور می شود. در واقع در حالی که وزیر علوم مدعی بود قادر به پاسخگویی به اقدامات روسای انتصابی است و به بهانه ارزشها و میثاق رئیس دولت بسیاری از مدیران کارآمد وزارتخانه را برکنار نموده، اکنون در برابر این اقدامات شنیع سکوت اختیار کرده وسعی می کند از زیر بار مسئولیت خود در انتصاب این افراد فاسد شانه خالی کند.

 

از سوی دیگر استفاده از اهرم کمیته انضباطی در تمام پرونده‌های مشابه نشان می دهد در وضعیت کنونی، کمیته های انضباطی خود به ابزاری در راستای فساد اخلاقی مدیران دولتی بدل شده اند به عنوان مثال معاون دانشجویی دانشگاه زنجان تا کنون دختران دانشجوی فراوانی را به بهانه حفظ ارزشها! به کمیته انظباطی فراخوانده است. این مساله لزوم توجه جدی به ساختار این کمیته ها و حضور نماینده واقعی دانشجویان در آن را یادآور می شود.

 

همچنین دراین حوادث برای دانشجویان سولات فراوانی ایجاد شد از آن جمله :

 

۱- رئیس دولت ادعا کرده بود براساس میثاقی مدیران انتخاب می شوند و وزیر علوم مدعی پاسخگوبودن نسبت به اعمال مدیران انتصابی خود بود. آیا به‌راستی این اقدامات شنیع، مورد تایید انها است که چنین در برابر آن سکوت کرده اند؟

 

۲- سکوت مجلس نشینان مدعی اصولگرایی و اظهارات وقیحانه زنی مجلس نشین در قبال رسیدگی مجلس به این حادثه، مبنی بر وجود کارهای مهم تر! در مجلس به چه دلیل است؟

 

۳- چگونه است زمانی که یک استاد دانشگاه در کلا س درس به موی دختری اشاره می کند سیاه پوش شدن دانشگاه ازسوی حامیان دولت تبلیغ می شود و برخی علما فتوای برخورد با آن استاد را می دهند اما اکنون که این منصوب وزیر علوم با سوء استفاده از قدرت و عدم پاسخگویی خود، به دختری تعرض نموده است آقایان سکوت کرده اند ؟

 

۴- چرا مدعی العموم هیچگاه نسبت به دروغ پراکنی‌های خبرگزاریها و روزنامه های حامی دولت که قصد انحراف افکار عمومی از این عمل شنیع را داشتند و با اعتراف رسمی رئیس دانشگاه نقشه هایشان هویدا شد برخورد نمی کند؟

 

۵- آیا اگر این حوادث شرم آور در سایر دولتها اتفاق می افتاد نیز مدعیان اصولگرایی چنین واکنش نشان می دادند؟

 

در پایان، دفتر تحکیم وحدت ضمن تبریک به دانشجویان شجاع زنجان که با مقاومت خود این عمل شنیع را برملا ساختند و محکوم کردن این اقدامات شرم آور منصوبین دولت نهم و تلاش حامیان دولت جهت انحراف پرونده، اعلام می دارد از آنجا که در گذشته خاطیان مجازات نشدند و در این حادثه نیز مسئولین وزارت علوم و حامیان دولت به جای برخورد قاطع، سعی فراوانی در سرپوش نهادن بر این حادثه و انحراف افکار عمومی جهت برخورد با منتقدان را داشتند بی شک افراد دیگری نیز در آینده با خیال آسوده از عدم مجازات، این عمل را تکرار خواهند نمود و همانطور که این حادثه اولین آن نبود بی شک آخرین آن نیز نخواهد بود.

 

بی شک تنها راه جلوگیری از اینگونه حادثه‌ها برکناری وزیر علوم و همراهان بی کفایتش و انتخاب رؤسای دانشگاهها با اتکا بر توانایی علمی و شایستگی‌های فردی به انتخاب جامعه دانشگاهی است و نه انتخاب بر اساس دسته بندی‌های سیاسی و ریاکاری که اکنون ملاک است و نتیجه آن تعرضهای مکرر به دختران دانشجو توسط منصوبین دولت نهم است پدیده شومی که در گذشته سابقه نداشته است.

 

دفتر تحکیم وحدت

۲۹ خرداد ۱۳۸۷

منبع:خبرنامه امیر کبیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:59  توسط ایستادگی  | 

دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران پس از 260 ساعت اعتصاب غذا امروز جشن پيروز گرفتند.

خبرنامه بوعلي سينا: دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج) پس از 260 ساعت اعتصاب غذا و پس از موافقت دانشگاه و نماينده تام الاختيار وزارت علوم با تمامي خواسته هاي دانشجويان به اعتصاب غذاي خود پايان داده و جشن پيروز برپا كردند.

به گزارش خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا در صورت جلسه اي كه در ساعت 12 و 30 دقيقه بامداد پس از چندين ساعت مذاكره در طي صورت جلسه اي كه به امضا نماينده تام الاختيار وزير علوم، رئيس حراست وزرارت علوم، نماينده فرماندار كرج، رئيس كل حراست دانشگاه تربيت معلم ، 3 تن از اساتيد دانشگاه و اعضاي شوراي متحصنين  رسيده و به مهر و ثبت در هيئت مميزه دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج ) نيز رسيده است، تمامي خواسته هاي دانشجويان متحصن پذيرفته شده و دانشگاه متعهد شده علاوه بر خواسته هاي فوق به هيچ وجه هيچ كس را به كميته انضباطي احظار نكرده و هيچ گزارشي براي دادگاههاي انقلاب ارسال نكند.

در پي اين پيروز دانشجويان از امروز صبح با شكستن تحصن غذاي خود، به برگزاري جشن و شادي پرداختند.

قابل ذكر است بسياري از مواردي كه توسط نمايندگان وزير علوم پذيرفته شده است، براي نخستين بار است كه در ازاي اعتراض دانشجويان به آن‌ها داده مي‌شود.

به گزارش خبرنامه بوعلي سينا، خواسته هاي دانشجويان اعتصاب غذا كننده به شرح زير بوده است:

1. برکناری معاونت آموزشی به علت داشتن رفتاری به دور از شخصیت دانشجویان با آنها

2. برکناری معاونت فرهنگی که یک روحانی سنتی است و بجای حوزه علمیه اکنون دردفتر معاونت فوق برنامه دانشگاه تربیت معلم به سر می برد؛ آن هم معاونتی که بیش از بقیه با دانشجویان سرو کار دارد برخی از فعالیتهای این روحانی در دانشگاه در طول دو ترمی که در این سمت جای گرفته است به این شرح است:

§ حذف اردوهای مختلط دانشجویی مخصوصا اردوهای علمی ولی اردوهای تفریحی و زیارتی مختلط بسیجیان همچنان برقرار است

§ ممنوعیت برگزاری هرگونه مراسم و جشن با موسیقی

§ لغو مجوزها برای برگزاری هرگونه همایش و سخنرانی فرهنگی ، علمی ، صنفی و سیاسی

3. بازگشایی مجدد سالن مطالعه ی مرکزی دانشگاه. ( در این دانشگاه ها حتی نمی توان کار علمی کرد )

4. بهبود کیفیت غذا و رعایت بهداشت. ( دانشجویان خواهان برخورداری از سلامت هستند , سلامتی که با کیفیت نامطلوب غذاها به خطر می افتد , دل دردها و دل پیچه های مکرر , که تمام اینها باعث عدم آمنیت و آرامش آنها می شود و برای مدتی هرچند کوتاه آنان را از ادامه ی زندگی باز می دارد. )

5. بهبود وضعیت خوابگاه های دانشجویی ( که از داشتن امکانات اولیه زندگی نیز بی بهره اند )

6. عذر خواهی کتبی مسئولین دانشگاه از خانواده هایی که به آنان توهین کرده اند.

7. عدم احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی

به گزارش خبرنامه بو علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:51  توسط ایستادگی  | 

بررسی عملکرد دولت نهم دیروز در تالار خوارزمی دانشگاه شیراز برگزار شد این جلسه توسط جامعه اسلامی داتنشجویان تنها تشکل حامی احمدی نژاد در دانشگاه شیراز بر گزار شد اکثریت سالن منتقدان و مخالفان دولت نهم بودند.

در این مراسم قاسم روانبخش برای پاسخ گویی به سوالات دانشجویان دعوت شده بود.قاسم روانبخش روحانی تند رو و  مدیر مسوول نشریه افراطی پرتوسخن از نزدیکان آیت الله مصباح یزدی و محمود احمدی نژاد می باشد.

از آغاز این جلسه با تشنج همراه بود و دانشجویانی که از عملکرد محمود احمدی نژاد به خشم آمده بودند بار ها سخنرانی قاسم روانبخش را قطع کردند و شعار هایی چون :محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد ،نصرمن الله و فتح قريب  واي بر اين دولت مردم فريب  سر دادند.قاسم روانبخش در سخنان خود همواره سعي داشت تا مشكلات كشور را كه دولت احمدي ن‍‍‍‍‍‍ژاد با آن مواجه شده است را به گردن دولت هاي قبلي بيندازد.يكي از دانشجويان با انتقاد از عملكرد دولت احمدي ن‍‍‍‍‍ژاد گفت که با این اوضاع چه کسی جرات می کند از محمود احمدی نژاد دفاع کند.

یکی دیگر از دانشجویان درباره مافیای اقتصادی که دولت از آن دم می زند و مشکلات کشور را ناشی از آن می داند پرسید که  قاسم روانبخش جواب روشن و قاطع کننده ای نداد.دانشجوي ديگري نيز با بيان اينكه برنج كيلوي ۵۰۰۰ تومان است و خط فقر تعداد زيادي از مردم را دربرگرفته بيان كرد كه با اوضاع نابسامان دفاع كردن از دولت احمدي ن‍ژاد چه معنی دارد و در ادامه گفت که وزارت اطلاعات با سر برگ قوه قضاییه دانشجویان را احضار می کند و این معنی تفکیک قوای شما می باشد.

قاسم روانبخش در جهت تخریب دولت های قبلی بیان کرد که عطاالله مهاجرانی  وزیر فرهنگ دولت خاتمی ۶ زن داشته که با واکنش دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد و دانشجویان شعار زارعی زارعی سردادند و فساد در نیروی انتظامی را فریاد زدند.

قاسم روانبخش با بیان ارقام نا معلوم سعی در فرافکنی تورم و مسکلات اقتصادی کشور داشت و همه چیز را متوجه دولت های قبلی می دانست که یکی از دانشجویان کار شناسی ارشداقتصاد با ارائه ارقامی مستند در مورد تورم و مشکلات اقتصادی دولت نهم  تورم در دولت های قبلی را مقایسه کرد و تورم در دولت قبلی را بسیار کمتر(۹ درصد) از دولت  احمدی نژآد دانست که این دانشجو با تشویق های مکرر دانشجویان حاضر در سالن به سخنانش پایان داد.

در طی جلسه عده ای از دانشجویان به خاطر در اختیار نداشتن تریبون از محل صندلی های خود فریاد می زدند و سوال می کردند که قاسم روانبخش با آژیته کردن فضا اجازه صحبت کردن به دانشجویان منتقد را نمی داد که این باعث شد عده ی زیادی از دانشجویان  با سر دادن شعار هایی چون : محمود احمدی ن‍ژاد عامل تبعیض و فساد ، نصر من الله و فتح قريب   ننگ بر اين دولت مردم فريب    به نشانه اعتراض سالن را ترك كردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:32  توسط ایستادگی  | 

انجمن فرهنگ وسیاست تنها تشکل منتقد و دارای مجوز  دانشگاه شیراز می باشد که در جریان سفر رهبر جمهوری اسلامی به شیراز ودانشگاه شیراز،اجازه صحبت کردن نیافت.

انجمن فرهنگ و سیاست با چاپ و پخش اطلاعیه هایی در سطح دانشگاه شیراز اعتراض خود را به این رفتار مسولین نشان داد.ظاهرا مسوولین قبلا به انجمن فرهنگ و سیاست اعلام کرده بودند که  انجمن فرهنگ وسیاست اجازه صحبت دارد  ولی بعدا به دلایلی چون گرمی هوا و محدود بودن زمان  صحبت کردن، اجازه صحبت و سوال پیدا نکردند! انجمن فرهنگ و سیاست در بخشی از اطلاعیه های خود اینگونه بیان کرده است:حقیقت امر این است حذف تشکلی چون انجمن فرهنگ و سیاست که در عین پایبندی به قوانین و چارچوبها ، روحیه ی انتقادی خود را حفظ کرده است ،از تفکری ناشی می شود که تفکر متفاوت از خود را بر نمی تابد و در ادامه چنین آمده است که چگونه است که همه ی تشکل های اصولگرا اجازه صحبت و سوال کردن را پیدا می کنند ولی انجمن فرهنگ و سیاست (با تفکر اصلاح طلبی) چنین مجالی نمی یابد.

در این اطلاعیه از سیاست های امور فرهنگی دانشگاه شیراز در اختصاص بودجه به تشکل ها و برخورد تبعیض آمیزبا تشکل ها  انتقاد می کند و تغییرات گسترده در امور فرهنگی دانشگاه شیراز را امری می داند که نه تنها تغییراتی مثبتی ایجاد نکرده است بلکه اوضاع را آشفته تر کرده است.

در بخشی دیگر از این اطلاعیه خطاب به رهبری از سیاست های دولت نهم انتقاد شده :اکنون ۳ سال از روی کار آمدن دولت نهم با شعار عدالت محوری و مبارزه با فساد می گذردو دولت نهم از وجود باند های مافیایی  در عرصه های مختلف سخن می گوید.آنچه اکنون برای دانشجویان سوال برانگیز شده این است که اگر چنین باند هایی وجود دارند کجاست و قوه قضائیه چکار می کند؟واگر وجود ندارد پس دولت نهم چه می گوید؟

این اطلا عیه در سطح وسیعی در دانشگاه شیراز و خوابگاه های دانشجویی دانشگاه شیراز پخش شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط ایستادگی  | 

 

یونس میر حسینی دانشجوی دانشگاه شیراز  که به  صورت تلفنی و بدون احضاریه کتبی  به دادگاه احضار شده بود ،صبح روز یکشنبه۲۲ اردیبهشت در دادگاه حاضر شد  ولی به دلیل اینکه وی فرصت کافی برای گرفتن وکیل نداشته  به تاریخ ۵ خرداد ماه موکول گردید.گویا برای بعضی از اتهامات وی کیفرخواست صادر شده است که جزئیات آن هنوز مشخص نیست.

یونس میرحسینی ۱۴ آذر ۱۳۸۶ در آستانه روز دانشجو دستگیر شد و پس از گذشت ۱۴ روز به قید وثیقه آزاد شد و پرونده وی به دادگاه انقلاب شیراز فرستاده شد که اتهامات وی را اقدام علیه امنیت داخلی ،تبلیغ علیه نظام و اینگونه اتهامات تکراری که  در دستگاه قضایی برای سرکوب مد شده است،اعلام کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:22  توسط ایستادگی  | 

 

يونس ميرحسيني دانشجوي سال سوم رشته ي حقوق  و فعال دانشجويي بس از گذشت 4 ماه كه از بازداشتگاه اطلاعات شيراز آزاد شد، مجددا به دادگاه انقلاب احضار شد.

 

اين دانشجوي دانشگاه شيراز  در 14 آذر سال گذشته در مقابل درب دانشگاه به شكل غير قانوني دستگير شده بود،اين دستگيري در جريان دستگيري هاي گسترده دانشجويان در آذر ماه پارسال اتفاق افتاد.

 درمدت بازداشت  دو جلسه ي دادگاه براي رسيدگي به 5 اتهام تشكيل شد  كه مهمترين اتهام وارده  اقدام عليه امنيت ملي عنوان شد . يونس ميرحسيني در 28 آذر ماه با قرار وثيقه  آزاد شد  .وي امروز چهارشنبه 18 ارديبهشت براي تكميل پرونده ي خود به دادگاه انقلاب شيراز احضار شد . جلسه ي دادگاه قرار است صبح روز يكشنبه 22 ارديبهشت برگزار گردد .دادگاه انقلاب از دادگاه هاي ويزه اي است كه براي رسيدگي به جرايم سياسي و آنچه ضدانقلاب ناميده مي شود تشكيل مي شود  و در طي سال هاي گذشته تعداد زيادي از فعالين سياسي در كشور را روانه زندان ها ساخته است.

 لازم به ذكر است كه دانشجويان دانشگاه شيراز در مدت بازداشت يونس ميرحسيني در آذر ماه گذشته  دو تجمع در حمايت از وي برگزار كردند كه براي تعدادي از دانشجويان به خاطر شركت در آن تجمع احكام كميته انضباطي مبني بر تعليق صادر شد.

اين احضار در راستاي افزايش فشار بر دانشجويان دانشگاه شيراز صورت مي گيرد كه سعي در آرام كردن فضاي دانشگاه شيراز دارد ،در اين خصوص طي 2 ماه گذشته بيش از 50 نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز به كميته انضباطي يا دادگاه هاي شهر شيراز احضار شده اند و يا براي آنان احكام سنگين كميته انضباطي صادر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:40  توسط ایستادگی  | 

باسلام و سپاس از خداوندی که این جرأت و جسارت را در سالی که آنرا سالِ نوآوری و شکوفایی نام نهاده‌اید ‏عطا کرد تا در یادداشتی خطاب به شما که روزهای پیش از انقلاب در سنگر مبارزه با ظلم و استبدادِ قدرت به ‏دستان در کنار هم بودیم و جنابعالی در کسوتِ یک روحانیِ روشنفکر و مبارز برایمان از حکومت عدل علی (ع) ‏و رفتار او با مخالفین می‌گفتید، نکاتی را یادآوری کنم.‏

آنروزها می‌گفتید داستانِ زن یهودی را که خلخال از پای او کشیده بودند و می‌گفتید چگونه علی (ع) دستِ برادر ‏نابینایش عقیل را به خاطر سهم بیشتر از دیگران خواستن به آتش نزدیک کرد و ما را بخاطر برپایی چنین ‏حکومتی آمادة هر نوع فداکاری می‌کردید. اکنون در سالِ جدید و پس از گذشت ۳۰ سال از آن روزهای به ‏یادماندنی می‌خواهم سخنی بر نوشته‌ها و گفته‌ها و اعمالِ شما داشته باشم.‏

پس از پیروزی انقلاب و تبدیل نظام شاهی به نظامِ اسلامی هر یک به سویی رفتیم، شما مدارج پیشرفت را با ‏عضویت در شورای انقلاب و وکالت مجلس اوّل و ریاست جمهوری و تا امروز رهبری نظام طی کردید و من به ‏عضویت شورای موقت دانشگاهِ تهران انتخاب و پس از بسته شدنِ دانشگاهها به بهانة انقلاب فرهنگی و اسلامی ‏کردنِ دانشگاهها تنها به دلیل پیش‌بینی حوادث آینده دچار گرفتاریها، زندان و شکنجه‌ و بیماریهای گونه‌گونِ باقی ‏مانده از آن دوران شدم. اجازه دهید حالم را برایتان تشریح کنم و بگویم که:‏

جای جایِ تنم زخمدار “تعزیر” است ‏

‏ و قلب و کلیه و مثانه جملگی بیمار ‏

و پشت ‌گوژ ز سنگینی و صلابت دار.‏

حال بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد تعطیلی دانشگاهها و پس از مدتی کلنجار رفتن با خودم که بنویسم یا ‏ننویسم و با پذیرش تمام هزینه‌های آن و با توجه به اینکه سالخوردگی و بیماری ممکن است فرصت را بگیرد و ‏موفق به باز کردن سفرة دل با جنابعالی نگردم، می‌نویسم؛ هرچه باداباد.‏

راستی یادمان نرود شما و دیگر روحانیون بارها پیش از پیروزی انقلاب در گوشمان خواندید که “قولوا الحق ولو ‏علی انفسکم” حق را بگویید هر چند به زیان شما باشد. پس می‌گویم و می‌نویسم برای ثبت در تاریخ.‏

‏ وقتی حزب جمهوری اسلامی که شما یکی از رهبران آن بودید تصمیم گرفت دانشگاهها را تعطیل کند و ‏گردانندگی اینکار بعهده اقای حسن آیت دبیر سیاسی حزب و دوستِ آقای دکتر بقایی ‏ نهاده شد، ایشان از اواخر ‏سالِ ۱۳۵۸ کار خود را شروع کرد و در جلسه‌ای گفت:‏

‏”دانشگاه به این صورتِ فعلی باید تعطیل بشود و برنامه‌های آینده، کارهای علمی در رابطه با مردم و در زمینة ‏ایدئولوژی و اسلامی کردن، این کلیات مسئله است. و مطمئن باشید که نقشه آماده است و اصلاً زیر و رو می‌شود ‏تمامِ مسائل و غیر از مسائلی که شما فکر می‌کنید می‌شود، بعد از ۱۴ خرداد مطلقاً نه امتحانی خواهد شد و نه ‏دانشگاهی باز خواهد بود، دانشگاه تعطیل خواهد شد.”‏

طبق برنامة تنظیمی روز سه‌شنبه دوّم اردیبهشت ۱۳۵۹ دانشگاهها توسط عوامل حکومت برای اسلامی کردن ‏اشغال شدند و فردای آن روز (چهارشنبه سوم اردیبهشت) مدیریت دانشگاه تهران که می‌دانست هدف نه اسلامی ‏کردن دانشگاهها که تسلط بر آنهاست و تصفیه عظیم استادان و دانشجویانِ دگراندیش در پیش است، طی یادداشتی ‏اعلام استعفا کرد و نوشت:‏

‏”… هنوز چند روز از دعوتِ رئیس‌جمهور از ملت برای وحدت در مقابله با امپریالیسم نگذشته است که ناگهان ‏ظاهراً با یک برنامة بدونِ مطالعه و بی‌آنکه شورای انقلاب و اداره‌کنندگان مملکت با مقاماتِ دانشگاهی از جمله ‏دانشگاه تهران کوچکترین تماسی گرفته و مشورتی کرده باشند تصمیمی گرفتند که مملکت را با سوءاستفادة ‏گروههای ضد انقلاب ازاین فرصت، متشنج کرده و به آتش و خون کشید و بهترین بهانه به آمریکای جهانخوار ‏داد تا بلافاصله از درهم‌ریختگی وضع ایران اظهار خوشحالی کند ‏….”‏

و چند روز از این ماجرا و اشغالِ دانشگاهها نگذشته بود که جنابعالی در خطبة نماز جمعه روز ۱۵ اردیبهشت ‏‏۱۳۵۹ خطاب به مدیریت مستعفی دانشگاه تهران فرمودید:‏

‏”آقایانی که مسئول دانشگاه بوده‌اند در طولِ این یک سال هر کارِ خلافی در دانشگاه انجام گرفته است. این ملت ‏حق دارد گریبان آنها را بچسبد و از آنها جواب بخواهد. دسته‌جمعی استعفا می‌کنند و گناه را به گردنِ دولت و در ‏حقیقت به گردنِ ملت می‌اندازند. این یک خیانت است، این کار یک خطای بزرگ است. این عمل ضربه زدن به ‏حیثیت این انقلاب است. آقایان مسئولِ این مفسده انگیزی‌های این یک سال دانشگاه هستند باید به این جواب ‏می‌دادند. نباید در مقابل مردم می‌ایستادند، نباید برای جلب چند نفر یا یک قشر یا یک جناح و کسبِ وجاهت و کسب ‏حیثیت و آبرو در مقابل انقلاب و در مقابل شورای انقلاب می‌ایستادند.”‏

جناب آقای خامنه‌ای؛ راستی ما در آن یکسال و چند ماه چه کرده بودیم که ملت باید گریبان ما را می‌گرفت و از ما ‏جواب می‌خواست؟ مگر ما بعد از فرمایشات شما در نماز جمعه بارها تقاضا نکردیم در یک مناظره‌ی رودررو با ‏هم بنشینیم و گفتگو کنیم تا مردم به قضاوت بنشینند؟ اصلاً ما در استعفانامه چه گفته بودیم جز اینکه اسلامی کردن ‏دانشگاه و جامعه از طریق خشونت و حمله به دانشگاهها و مراکز اجتماعات و حذف دگراندیش‌ها میسر نیست. ‏مگر ما اعلامِ خطر نکردیم که با بستن دانشگاهها ده‌ها هزار دانشجو را خلع قلم نکنید تا سلاح به دست شوند؟ مگر ‏ما وقایع دهه شصت را که منجر به زندانی شدن و کشتار ده‌ها هزار از بهترین زنان و مردانِ این سرزمین شد ‏یادآوری نکرده بودیم؟ آنها که روزی به ما می‌آموختند که پیامبر و علی و دیگر امامان شیعه با مردم عادی به ‏بحث می‌نشستند و به حرف آنها گوش می‌دادند، چرا حاضر نشدند حتی جواب درخواست‌های ما را برای یک ‏گفتگو بدهند؟ شما بعد از بستن دانشگاهها آنچه خواستید کردید، امّا نتیجه چه شد؟ اجازه دهید جملاتی از جناب ‏مصباح یزدی که یکی از سرشناسترین ایدئولوگ‌ها و استراتژیست‌های رژیم است را در اینجا بیاوریم تا نتیجة ‏حکومتِ اسلامی بعد از حدودِ ۳۰ سال مشخص شود:‏

‏”نسلِ آینده در معرض خطر است که نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزش‌های اسلامی بر تربیت آنها حاکم است و ‏با این فرهنگ غربی و تلویزیون و دروسِ دانشگاهی تربیت شدند و در کلاس درس، دانشجویان غیر از بدگویی ‏به نظام و بعضاً به اسلام چیز دیگری یاد نمی‌گیرند. وی افزود باید سعی کنیم این نسل جوان را تقویت کرده و در ‏تربیت دینی آنها نقش داشته باشیم، ایشان افزودند نباید توقع داشته باشیم که اگر فرد یا گروهی برنامة صحیحی ‏ارائه کرد صرفِ امضاء رئیس دولت حتماً اجرا می‌شود که در این صورت باید کشور در چند ماه مانند حکومت ‏امیرالمؤمنین (ع) می‌شد. (ایشان با کمال زرنگی توپ را به زمین شما پرتاب می‌کند و می‌گوید:) دستور مقامِ ‏معظم رهبری بر همه چیز اعتبار و مشروعیت می‌دهد و ما در تصمیم‌گیری‌ها نباید دخالت کنیم و هرچه ایشان ‏امر کنند آن را می‌پذیریم.”‏

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ فرمایشات جناب مصباح یزدی در مورد وضع جامعه و دانشگاهها خاطرات حدودِ ‏پنجاه سال قبل را در من زنده کرد. در آن سالها ما نوشته‌ها و گفته‌های شما را با تمام وجود می‌خواندیم و ‏می‌شنیدیم از جمله کتابِ “ادعانامه‌ای علیه تمدنِ غرب و دورنمایی از رسالتِ اسلام” تألیف سیّدقطب با ترجمة ‏سیدعلی خامنه‌ای و سیدهادی خامنه‌ای. این کتاب با مقدمه نسبتاً مفصل و آموزنده‌ای در آذرماه سال ۱۳۴۹ در ‏چاپخانه دقت مشهد به چاپ رسید و منتشر شد. مترجمین، کتاب را به آنانکه از نابسامانیها رنج می‌برند و راهِ ‏نجاتی می‌طلبند اهداء نموده‌اند. در مقدمه‌ای که جنابعالی به آن نوشته‌اید آمده است:‏

‏”در این کتاب پس از شمارش مشکلاتِ «تمدن صنعتی غرب» و نشان دادنِ نابسامانیهایی که برای انسان ببار ‏آورده و پس از معرفی انسان و بازگو کردنِ ویژگیهای این موجودِ «یگانه» و «بی‌نظیر»، راهِ حل نهایی در این ‏ابتلاء بزرگ را با نظری دقیق و قلمی شیوا و با اخلاصی هرچه بیشتر ترسیم و تحلیل کرده است”.‏

بنظر او ـ و به نظر ما ـ این معجزه در انحصار اسلام است، دیگر راهها جز سرگردانیِ بیشتر، نتیجه‌ای ببار ‏نمی‌آورند و همچنان که خود مولود عجز و ضعف‌اند، جز بر عجز و ضعف آدمی کمکی نمی‌کنند، فقط اسلام است ‏ـ این مکتب الهی ـ که چون زاییده‌ی علم و قدرت و حکمت است می‌تواند انسان را به علم وقدرت و حکمت ‏رهنمون گردد.‏

ما نمک‌‌پروردگانِ “اسلام” که یکروز بهترین مرحله‌ی زندگی خود را از آن گرفته‌ایم، معجزة “نظامِ اسلامی” را ‏از نزدیک دیده‌ایم نباید خود را فریب دهیم و به سرابی دل خوش سازیم. بسی نابخردانه است که بجای نسخه‌ی ‏تجربت نموده‌ی خود، باطله‌ی دیگران را بدست گیریم و نیروی خود را اینجا و‌آنجا هرز کنیم.‏

اگر آدمی باید در راه آرمانی و هدفِ مقدسی تلاش کند و با این تلاش بزندگی خود معنی و جهت بخشد، همان ‏بهتر که راهِ خدا را که سرانجامِ آن “نقطه‌ی اوج انسانیت” است برگزینند و نظامی اسلامی را که ضامنِ آزادی ‏وبرابری و عزّت و نیکفرجامی است بطلبند و در راهِ آن تلاش کنند. اینست آن تلاش مقدسی که بزندگی جلوه و ‏صفا می‌بخشد و آدمی را لایق عنوانِ “خلیفه‌ی خدا” می‌سازد و بی‌گمان در آخر کار نیز با موفقیت و پیروزی ‏قطعی قرین می‌گردد.‏

‏… بامیدِ آنروز ‏…‏

برای بهتر روشن شدنِ ویژگیهای نظامِ اسلامی یا بقول سیّد قطب جامعه‌ی اسلامی مورد نظر شما و سیّد، جملاتی ‏چند از نظرات سیّد قطب را هم در اینجا از متن کتاب که توسط جنابعالی ترجمه شده است می‌آورم:‏

‏”صدها کتاب درباره‌ی اسلام، صدها سخنرانی و خطابه در مسجدها و تالارها و میدانها، صدها فیلم تبلیغی و ‏صدها هیئت اعزامی از طرف حوزه‌ها و مراکز تبلیغ اسلام، نمی‌تواند باندازه‌ی یک اجتماع کوچک که در نقطه‌ای ‏دورافتاده بر اساسِ اسلام تشکیل شود و با روش اسلامی زیست کند، مزایای مکتب اسلامی را آشکار سازد و ‏خلاصه، نمایشگرِ زندگی در سایه‌ی اسلام باشد، اثربخش و آموزنده باشد. اینست که از شبح اسلام می‌هراسند و ‏حاضر نیستند به هیچ عنوان وجود تحقق یافته‌ی آن را تحمل کنند”.‏

‏”بدون هیچ شک و تردید باید این جامعه، جامعه‌ی اسلامی، تحقق یابد. اگر این آرزو امروز جامعه‌ی عمل نپوشد ‏فردا خواهد پوشید و اگر در این گوشة جهان تحقق نیابد در گوشه‌ای دیگر تحقق خواهد یافت. هیچ دلیل ندارد که ‏در مورد مکان یا زمان این آینده‌ی حتمی، پیشگویی کنیم، چه، مقدرات ما افراد بشر همواره در ورای حجاب ‏غیبت پوشیده است و کسی جز خدا از آن با خبر نیست”.‏

‏”در آن روز سر و کارِ اجتماع، با قماش اصیل و پردامنه‌ی «شریعت» است و می‌تواند جامعه‌ای زیب پیکر و ‏ساز اندام خود از آن اختیار کند و خود را از وصله‌بندی و پاره‌دوزی نجات بخشد.”‏

جناب آقای خامنه‌ای؛ حدودِ ۲۹ سال است که به ادعای حکومتگران، نظام یا جامعه‌ی اسلامی در ایران تحقق یافته ‏است و شریعت اسلام بر همة امور حاکم است تا آنجا که در اصلِ چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ‏مصوب مجلس خبرگان (۱۳۵۸) آمده است:‏

‏”کلیة قوانین و مقرراتِ مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید ‏براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عمومِ همه اصولِ قانونِ اساسی و قوانین و مقرراتِ دیگر ‏حاکم است و تشخیص این امر بر عهدة فقهای شورای نگهبان است.”‏

و اصلِ پنجم قانونِ اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید:‏

‏”در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر «عجل الله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامیِ ایران ولایتِ امر و امامتِ امت ‏برعهدة فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصلِ یکصد و هفتم عهده‌دار آن ‏می‌گردد.”‏

و با توجه به اینکه پس از تبدیل رژیم شاهی به رژیمِ ولایت فقیه و تأسیس جمهوری اسلامی و تصویب قانون ‏اساسی همه‌ی امور از جمله قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی ‏و سایر قوانین با الهام‌گیری از شریعت اسلام تدوین گردیده و شما ولایت مطلقه نظامِ ولائی را در دست دارید، ‏می‌توان گفت خواست سیّد قطب که آرزو می‌کرد روزی در جایی از جهان جامعة اسلامی تأسیس گردد و شما در ‏مقدمه کتاب ذکر شده آورده‌اید که نظامِ اسلامی تأمین‌کنندة آزادی و برابری و عزت و نیکفرجامی است ‏ به ادعای ‏قدرت‌بدستان عملی گردید.‏

حال این سئوالِ اساسی مطرح می‌گردد که آیا نظامِ اسلامی پس از ۲۹ سال که از برپایی آن می‌گذرد به این ‏اهداف رسیده است، و اگر چنین است چرا کسانی مانند مصباح یزدی مراد و مرشد و مرجع اصول‌گرایان ‏‏(بنیادگرایان) از جمله آقای احمدی‌نژاد، می‌گویند:‏

‏”نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزشهای اسلامی بر تربیت آنها (نسل آینده‎ (‎حاکم است و با این فرهنگِ غربی و ‏تلویزیون و دروس دانشگاهی تربیت شدند و در کلاسِ درس دانشجویان غیر از بدگویی به نظام و بعضاً به اسلام ‏چیز دیگری یاد نمی‌گیرند.”‏

و آقای امامی کاشانی در خطبه‌های نماز جمعه ۶/۲/۸۷ این چنین وضع دانشگاهها را تشریح می‌کنند: ‏

‏”باید مغز و هوش ایرانی که ثابت شده در صف اوّل استعدادهای دنیا است را به منصه ظهور بگذاریم و این ‏وظیفه مدارس و دانشگاه‌ها و جوانان است… ای جوان، دانشگاه و درس را به عیاشی، رفیق‌بازی و شهوت تبدیل ‏نکن.

باید از آقایان پرسید شما و همفکرانتان که ایدئولوگ این نظام بودید، در این ۳۰ سال چه می‌کردید که امروز ‏استادانِ منتخب خودتان در دانشگاه‌ها به دانشجویان جز بدگویی به نظام و بعضاً به اسلام و عیاشی، رفیق‌بازی و ‏شهوت چیز دیگری یاد نمی‌دهند؟ و مگر دانشجویانی که بقول شما به نظام و اسلام بد می‌گویند و شهوت‌رانی ‏می‌کنند متولدین پس از انقلاب و پرورش یافته در دامانِ نظام اسلامی ادعایی شما نیستند؟ براستی، چه کسی یا ‏کسانی مسئول به وجود آمدنِ این وضع هستند؟ آقایان یا راست می‌گویند و یا تهمت می‌زنند. اگر راست می‌گویند ‏مسئولِ این نابسامانیها کیست و اگر تهمت می‌زنند، چرا به اتهامِ نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و توهین به ‏نظام مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند؟ این چه عدالت و برابری است که اگر دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و ‏دیگر طبقاتِ دگراندیش نقدی بر حاکمیت بزنند، سروکار آنها با دادگاههای انقلاب و محرومیت از درس و کار و ‏رفتن به زندان و هزاران بلای دیگر است، اما هیچ کس حتی جنابعالی نمی‌گوئید بالای چشم آقایان ابروست.‏

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ بالاخره باید به این سئوال پاسخ داده شود که نظام ما یک نظام اسلامی هست یا نه؟ ‏اگر نیست اعلام کنید تا بیش ازاین مردم همه نابسامانی‌ها را به حساب اسلام نگذارند و فوج فوج از دین خدا ‏خارج نگردند و اگر هست پاسخ دهید در برابر این همه فقر (خوب می‌دانید اقتصاددانهای رژیم می گویند کسانیکه ‏درآمد ماهانه‌ی انها از ۶۰۰ هزار تومان کمتر است زیر خط فقر قرار دارند. از خودم که یک استاد بازنشسته ‏دانشگاه هستم می‌گویم که پس از بیش از ۵۰ سال تدریس و تحقیق طبق آخرین فیش، حقوق دریافتی‌ام کمتر از ‏‏۴۰۰ هزار تومان است [فروردین ۸۷ برابر با ۳۶۲۶۶۹۵ ریال]. حال ببینید دریافتی کارمندان و معلمان و ‏کارگران و دیگر اقشار شاغل و بازنشسته چه مقدار است و آنها باید چگونه زندگی کنند؟)، فساد بی‌حد، اعتیاد، ‏خرافات، تن‌فروشی دختران، خیابان‌گردی بچه‌ها، کارتن‌خوابی، چپاول و دزدی و رشوه‌خواری، ثروتهای کلانِ ‏بادآورده، اختلافِ وحشتناکِ طبقاتی که آمار آنها از سوی مقاماتِ حکومتی منتشر می‌گردد چه کسی مسئول است؟ ‏چرا دولت‌های مورد حمایتِ شما به جای شعارهای توخالی و مردم‌فریب و نخ‌نما شده، حقایق را نمی‌گویند؟ چه ‏شد آن آزادی و برابری و عزت و نیکفرجامی که قرار بود نظامِ اسلامی منادی آن باشد؟ کجاست آن دانشگاههای ‏اسلامی که می‌خواستید الگویی باشد برای دانشگاههای ممالک اسلامی؟ چرا این همه دشمنی با دانشجویان و ‏دانشگاهیان؟ پس از آن همه ستم و کشتار دانشجویان و استادان در دهه شصت چگونه است که هنوز بسیاری از ‏زندانیهای سیاسی ـ عقیدتی را دانشجویان تشکیل می‌دهند؟ اصولاً دانشگاه را برای چه می‌خواهید وقتی می‌شود با ‏نیایش، باران از آسمان نازل کرد، وقتی می‌توان با صلوات، مشکلات را حل کرد (کتاب “صلوات کلید حل ‏مشکلات”، تألیف علی خمسه‌ای قزوینی معروف به حکیم هندی، چاپ هشتاد و دوم، اخیراً به بازار آمده است)، ‏وقتی رئیس‌جمهور مملکت می‌گوید، یک خواهر و برادر جوان در آشپزخانه منزلشان با کماجدان و کفگیر و ملاقه ‏انرژی اتمی تولید کرده‌اند، دیگر دانش و دانشگاه را برای چه می‌خواهید؟

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ نمیدانم آنچه در کشور ما می‌گذرد چگونه و تا چه اندازه به اطلاع شما می‌رسد امّا ‏می‌دانم وضع بسیار بدتر از آن است که شما گاه‌گاه در فرمایشات خود به آنها اشاره می‌کنید. احتمالاً افرادِ بیت و ‏دوستان و نزدیکان به شما می‌گویند که اکثریتِ قریب باتفاق مردم طرفدار رژیم هستند. گولِ این حرفها و ‏تظاهراتی که صاحبان زر و زور و تزویر برایتان راه می‌اندازند را نخورید. بیایید برای نجات کشور و ثبت در ‏تاریخ با استفاده از اختیاراتی که قانونِ اساسی طبق بند ۳ از اصل یکصد و دهم به شما داده است، فرمانِ یک ‏همه‌پرسی در مورد نظام ولائی را با تمام شرایط انتخابات آزاد و شفاف صادر فرمایید تا هر کس که شناسنامه ‏ایرانی دارد بتواند در آن شرکت کند و حکومتِ دلخواه خود را بار دیگر پس از گذشت ۳۰ سال همانگونه که در ‏‏۱۲ اردیبهشتِ سال ۵۸ شد انتخاب نماید تا معلوم شود چند درصد مردم طرفدار نظام هستند و برای اینکه ‏‏”دشمنان” ملک و ملت حرف و حدیث نسازند!! از سازمانهای بین‌المللی و حقوقِ بشری دعوت کنید بر آن نظارت ‏نمایند که اگر امروز چنین نکنید، فردا دیر است.‏

‎‎منابع‎‎

. به کتابِ زندگینامة سیاسی دکتر مظفر بقایی نوشته‌ی حسین آبادیان صفحه ۲۷۱ (نامه آیت‌ به بقائی) مراجعه شود.‏

‏۲. قسمتی از سخنان آیت در نوار افشا شده در خرداد سال ۵۹‏

‏۳. متن استعفانامة مدیریتِ موقت دانشگاه تهران چهارشنبه ۳ اردیبهشت سال ۱۳۵۹‏

‏۴. فرمایشات جنابعالی در خطبه نماز جمعه ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۹‏

‏۵. سخنانِ آقای مصباح یزدی چاپ شده در روزنامة اعتماد ملی صفحه ۲ یکشنبه اوّل اردیبهشت ۱۳۸۷‏

‏۶. مقدمه کتاب ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمایی از رسالت اسلام نویسنده سیّد قطب ترجمه سیدعلی خامنه‌ای صفحات ۱۴ ‏تا ۱۷‏

‏۷. کتاب فوق صفحات ۲۸۷ تا ۲۸۹‏

‏۸. اصولِ چهارم و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

‏۹. کتاب ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب، مقدمه بقلم سیدعلی خامنه‌ای صفحه ۱۶‏

‏۱۰. فرمایشات آقای مصباح یزدی در روزنامه اعتماد ملی یکشنبه اوّل اردیبهشتِ ۱۳۸۷‏

‏۱۱. فرمایشات آقای امامی کاشانی منتشر شده در روزنامة اعتماد ملی شنبه ۷/۲/۸۷ صفحه ۲

منبع:خبرنامه اميركبير

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:6  توسط ایستادگی  | 

پیشگفتار:

روز جهانی کارگر امسال در حالی فرا رسید، که فشارهای امنیتی حاکم بر جامعه، کارگران را از برگزاری تظاهرات برای بزرگداشت این روز بازداشته است. در سال گذشته بسیاری از فعالان کارگری، بازداشت و از سوی دادگاه های انقلاب محاکمه شده اند. این کارگران، تنها به اتهام پایفشاری بر حقوق خود (داشتن تشكل‌هاي مستقل ، آزادي اعتصاب، دستمزد عادلانه و ...) راهی زندان ها می شوند و احکام حبس و شلاق دریافت می کنند. با این حال آنان امروز بیش از هر زمان دیگری به حق خود برای داشتن یک زندگی انسانی پی برده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن تبریک این روز به تمامی کارگران ایران و جهان، به طور مختصر نگاهی داشته است به وضعیت نابسامان کارگران در ایران، بدیهی است موارد مورد اشاره در این بیانیه، تنها شامل مهمترین حقوق کارگران است .

حق داشتن تشکل های مستقل

ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق دارد برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

(ماده8)ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مقاوله‌نامه87 آی ال او(آزادي سنديكايي و حمايت از حقوق سنديكايي)و (ماده 22)ميثاق حقوق مدني وسياسي، حق داشتن تشکل های مستقل و آزاد را به رسمیت شناخته است. کارگران به موجب این حق می توانند بدون اجازه از مسئولان ، اتحادیه های صنفی برپا کنند و یا در اتحادیه های انتخابی شان شرکت کنند.

با این حال حکومت ایران به رغم پیوستن به مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی 98 و 87 حقوق کار، که در آنها حق داشتن تشکل‌های مستقل از دولت، برای کارگران به رسمیت شناخته شده، به شدت با هرگونه تلاش برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری برخورد می‌کند. اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از کار اخراج شده‌اند، بارها توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا به نهادهای قضایی و امنیتی احضار شده و با تهدید از آنها خواسته شده فعالیت صنفی خود را متوقف کنند. هم‌چنین منصور اسالو، رییس هیات مدیره‌ی این سندیکا به دلیل فعالیت های خود به 5 سال حبس محکوم شده است. این برخوردها هم‌چنین با اعضای سندیکای نقاشان ساختمان، سندیکای فلزکار و مکانیک و هیات موسسان سندیکاهای کارگری نیز انجام گرفته است. هم‌چنین محکوم شدن کارگران فعال به احکام زندان و شلاق در کردستان و زندان طولانی مدت محمود صالحی و نیز اجرای حکم شلاق درمورد برخی کارگران معترض بخش‌های دیگری از پروژه‌ی سرکوب فعالیت‌‌های کارگری است.

حق اعتصاب

حق اعتصاب کارگران در ایران از سوی حکومت جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شود. «اعتصاب» از نگاه نهادهای امنیتی و انتظامی، عملی به قصد بر هم زدن امنیت عمومی تلقی می‌شود و به همین جهت در جریان هر اعتصاب کارگری، عده‌ای از کارگران اعتصابی بازداشت و روانه زندان می‌شوند. و البته گاهی سرکوب اعتصاب کارگران به رفتار خشونت‌بار ماموران با کارگران اعتصابی منجر می‌شود.

بند(1- د) ماده8 ميثاق بین المللی حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، دولت‌هاي عضو را موظف مي‌دارد كه حق اعتصاب را با رعايت مقررات كشورها براي اتحاديه و سنديكاها تضمين كنند. با این حال قانون اساسی ایران، به این حق کارگران برای دفاع از منافعشان هیچ اشاره ای نکرده است.

انتشار اخبار مربوط به مبارزات کارگران برای احقاق حقوق صنفی‌شان، از سوی حکومت ایران جرم تلقی می‌شود. نشریات و رسانه‌ها همواره با بخش‌نامه‌هایی مواجه می‌شوند که آنها را از انتشار اخبار مربوط به مبارزات کارگران منع می‌کند. همچنین نهادهای امنیتی خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی را که مبارزات کارگری را انعکاس می‌دهند، تحت فشار قرار داده و گاهی آنها را زندانی می‌کند.

فعالان کارگری در ایران همواره با خطر بازداشت و زندان روبه‌رو می‌شوند. این خطر تنها کارگران فعال را در برنمی‌گیرد، بلکه فعالان اجتماعی مدافع حقوق کارگران نیز تحت فشارهای سرکوبگرانه قرار دارند. در سال گذشته بسیاری از اعتصاب های کارگری در سطح کشور با برخورد های خشونت بار نیروهای امنیتی پایان یافت و اعتصاب کنندگان بازداشت و یا از کار اخراج شده اند.

حق برخورداری از شرایط منصفانه کار

ماده 23اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس که کار میکند،به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی خود و خانواده اش را موافق شئون انسانی تأمین کند.

بند (الف) ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز بر اين حق تأكيد مي‌كند، مقاوله‌نامه‌هاي 26، 95 و131(مزد منصفانه، حداقل مزد) هم به همين حق اختصاص دارند و از كارگران در برابر صاحبان سرمایه حمايت مي‌كنند.

آسیب‌های گسترش فقر و گرانی هرچند عمومیتی فراگیر، به تعداد افراد جامعه‌ی ایران دارد اما طبیعی است بیش از همه، کسانی از آن ضربه می خورند که درآمدهای ناچیز دارند. مطابق ماده 41 قانون کار، شوراي عالي كار موظف است حداقل مزد را هرساله با توجه به نرخ تورم و معيار زندگي يك خانواده، تعيين كند.

گسترش فقر و گرانی، کارگران را از مسکن، بهداشت، تغذیه و آموزش مناسب محروم کرده است. در حالی که دولت ایران، خط فقر را 600 هزار تومان اعلام کرده است، حداقل دست مزد کارگران از سوی وزارت کار و امور اجتماعی، 219 هزارتومان تعیین شده است. این در حالی است که رقم مذکور تنها کارگران شاغل در سازمان های دولتی را شامل می شود و در بنگاه های خصوصی به ازاء 10 ساعت کار در روز، حقوقی معادل 80 هزار تومان در ماه هم پرداخت می شود و کارگران از بیمه نیز برخوردار نمی شوند.

همچنین رکود اقتصادی، موجبات تعطیل شدن بسیاری از کارنجات را فراهم آورده است. به گفته ی محمد علی مقنیان نماینده مجلس شورای اسلامی ظرف سالهاي اخير كارخانه‌‏هاي متعددي به دلايل مختلف از جمله عوارض سنگين، ماليات ها ، بدهي‌‏هاي هنگفت و كمبود نقدينگي از پاي در آورده‌‏اند و هزاران كارگر بيكار شده‌‏اند.

روند افسارگسیخته‌ی خصوصی‌سازی کارگران بسیاری را به ورطه‌ی بیکاری کشانده و یا شرایط کار آنان را سخت‌تر کرده است. سرمایه‌گذاران بخش‌های خصوصی با توسل به «امنیت سرمایه‌گذاری»، حکومت را وادار می‌کنند در مورد رعایت حقوق کار و نیز اعتراضات کارگران بنگاه‌های کاری خصوصی بی‌تفاوت باشد. هم‌چنین برخی از بنگاه‌های کار خصوصی شده پس از چند ماه اعلام ورشکستگی کرده‌اند و با اخراج کارگران به زمین‌هایی برای ساخت و ساز تبدیل شده‌اند.

بسیاری از کارگران ماه‌هاست حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. آنان قربانیان وضعیت آشفته‌ی اقتصادی موجود شده‌اند ،حقوق معوقه‌ای که گاه موجب می شود ،کارگران با بستن جاده‌ها و یا تجمع در برابر دفتر مدیریت کارخانه اعتراض خود را بیان می‌کنند و البته همواره پاسخ از سوی حاکمیت سرکوب کارگران معترض است.

گسترش بیکاری نیز نزدیک‌ترین آسیب‌های خود را متوجه کارگران می‌کند. کارگران در توان‌فرساترین شرایط کاری جرات اعتراض ندارند چرا که ممکن است به راحتی اخراج شوند و در بیرون از محل کار، ارتشی از بیکاران موجود است تا جای آنان را بگیرد.

ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر: همه حق دارند بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی اجرت مساوی دریافت کنند

بند (ا-الف)ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نیز بر تحقق اين اصل تأكيد کرده است.همچنین ماده 38 قانون كار ايران «تساوي مزد كارهاي مساوي را در يك كارگاه» ميان زن‌و‌مرد مقررداشته و هرگونه تبعيض در ميزان دستمزد را بر اساس تفاوت‌هاي عقيدتي سياسي- مذهبي ، نژاد و رنگ منع كرده است.

زنان کارگر در ایران به خصوص در بنگاه‌های کار خصوصی از نابرابری حقوقی رنج می‌برند. بنگاه‌های کار خصوصی با اخراج کارگران مرد و استخدام زنان کارگر با حقوق و مزایای کمتر در واقع از فقر عمومی‌شده‌ی اجتماعی به نفع بهره‌کشی خود سود می‌برند. هم‌چنین بسیاری از زنان کارگر در محیط‌های کار در معرض سواستفاده‌ی صاحبان سرمایه قرار دارند در حالی که نبود امنیت شغلی موجب می‌شود از هرگونه اعتراض و حرکت جمعی خودداری کنند.

ماده 76 قانون کار، زنان باردار را با حق بازگشت به كار سابق، مستحق مرخصي ويژه دانسته است و ماده 78، كارفرما را ملزم می سازد كه محلي براي نگهد‌اري كودكان زنان كارگر فراهم سازد. اما با توجه به قوانین ایران، که شوهرحق دارد همسرش را از کاری که به تشخیص او بر خلاف مصالح خانواده است، باز دارد. زنان به طور خودکار از فرصت های شغلی برابر دور می شوند.

درمحیط‌های کار خصوصی استخدام کارگران خارجی از یک سو موجب بی نیازی کارفرما به کارگر ایرانی معترض می‌شود و از سوی دیگر به بهره‌کشی شدیدتر از کارگر خارجی منجر می‌شود. کارگران مهاجر چون به دلیل سیاست‌های حکومتی همواره در معرض اخراج از خاک ایران قرار دارند، مجبور می‌شوند به کار با حقوق و مزایای ناچیز و شرایط سخت تن دهند.

قرارداد های موقت

«قرارداد موقت» آشکارترین و مشخص‌ترین شیوه‌ی برده‌داری نوین است. کارگرانی که به علت بیکاری، فقر و گرانی لوازم ضروری زندگی مجبور می‌شوند تن به قراردادهای موقت بدهند از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. امنیت شغلی آنان در پایین‌ترین حد ممکن است و هر لحظه امکان دارد شغل خود را از دست بدهند.

مقاوله‌نامه‌ 158 آی ال او و توصيه‌نامه‌هاي 99و166 اين سازمان به صراحت امنیت شغلی را برای کارگران، جزءحقوق اساسی آنان دانسته است: منع اخراج ناموّجه، الزام به پرداخت خسارت اخراج، بيمه بيكاري اخراجي‌ها، حق دادخواهي نسبت به اخراج از كار و... . از جمله مواردی است که در این متون به چشم می خورند.

ماده 46 قانون اساسي ايران نيز مقرر می دارد «هیچ کس نمی تواند به‌عنوان مالكيت نسبت به كسب‌و‌كار امكان كسب‌وكار را از ديگري سلب كند»، این در حالی است که به گفته ی وزیر کار، در سال گذشته حدود 3 میلیون بیکار در کشور وجود داشته اند که پیش بینی می شد تا پایان برنامه چهارم این رقم به 5/4 میلیون نفر برسد.

ایمنی کار

دست کم گرفتن ایمنی کار و بی توجهی نهادهای نظارتی به شرایط ایمنی بنگاه‌های کاری، بزرگترین قاتل کارگران ایران است. بند(2- ب) از ماده 7 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و فصل چهارم قانون كار ايران به اين مساله اختصاص یافته است.

در بنگاه‌های کاری بزرگ مانند مجموعه‌ی صنعتی عسلویه، ایمنی کار در حد صفر است و کارگران دائم با خطر مرگ یا آسیب‌دیدگی‌های منجر به نقص عضو روبه‌رو می‌شوند.

کار کودکان

ماده25 اعلاميه جهاني حقوق بشر همه كودكان را مستحق حمايت اجتماعي دانسته است. بند 3ماده 9 ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، دولت‌ها را موظف نموده كه از كودكان در برابر استثمار اقتصادي و اجتماعي حمايت كنند.

ماده32كنوانسيون حقوق كودك نيز كه دولت ايران آن را پذيرفته، از اعضا مي‌خواهد كه حق كودكان را براي حمايت‌شدن در برابر استثمار اقتصادي، و اجبار به كارهايي مضر براي تحصيل، اخلاق و جسمشان به ‌رسميت بشناسند. در بند 2 نيز دولت‌ها متعهد مي‌شوند كه حداقل سن يا سنين كار، مقررات مناسب براي شرايط مختلف كار و مجازات درخور براي ضمانت اجراي همه اين قواعد معين كنند. طبق قانون کار ایران، کار افراد زیر 15 سال ممنوع است.

با این حال کودکان ایرانی در سنینی بسیار پایین تر از معیارهای جهانی و قانونی به دلیل وضعیت نامناسب معیشتی خانواده، به اجبار به کار واداشته می شوند. این کودکان بزرگترین قربانیان باندهای خلافکارانه هستند.

برگرفته از کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:48  توسط ایستادگی  | 

 

دانشجویان آگاه و بیدار دانشگاه سهند تبریز؛

درود و آفرین بر پایمردی و ایستادگی شما که سردمدارِ امروز جنبش دانشجویی شده اید. در این روزگار ظلمت زده، باز هم صدای حق طلبی به گوش می رسد و این بار از جانب دوستان و یارانمان در دانشگاه سهند تبریز. فریاد حق طلبی و آزادی خواهی شما چون تیری در سوفار جانمان نشست.

همرزمان به پاخواسته ؛ اکنون که در میارزه ای نابرابر قدعلم کرده و پرچم جنبش دانشجویی را در سهند برافراشته اید خود را در این حرکت آزادی خواهانه تنها ندانید. ما دانشجویان دانشگاه شیراز در این مسیر لحظه ای از حمایت شما دست نخواهیم کشید.

دانشجویان عزیز سهند تبریز ؛ سال گذشته تحصنی ۱۱ روزه در دانشگاه شیراز در اعتراض به روند موجود در دانشگاه که خود چکیده ای از وضعیت اسف بار حاکم بر جامعه ی ابران است، برپاشد. این حرکت هم، چون تمامی حرکت ها ی آزادی خواهانه ی جنبش دانشجویی مشمول مهرورزی منادیان عدالت شد. احضار بیش از ۳۰ دانشجوی این دانشگاه به کمیته ی انضباطی و صدور احکام تعلیقی و احضار ۱۱ تن از دانشجویان به دادسرای انقلاب و بازداشت چندساعته، سهم جنبش دانشجویی از عدالت بود. حال آگاه باشید که امروز همان اتهاماتی متوجه شماست که بارها و بارها به ناحق بر پیشانی جنبش دانشجویی در ایران حک شده است؛ آشوب طلبی، برهم زدن نظم عمومی، اقدام علیه امنیت ملی و عباراتی نخ نما شده از این دست بهانه های مضحک حاکمان سیه روست.

امروز اگر فریاد آزادی خواهی و عدالت طلبی از گلوی جنبش دانشجویی به عرش رسیده، اگر امروز با سرکوب هر حرکت، نقطه ای دیگر از این بدنه ی عظیم و آگاه به پا می خیزد به این دلیل است که صدایمان را در گلو خفه کرده اند، که راه را بر گفتگو بسته اند، که بنیاد گرایی را ارزش می خوانند، که دانشجو را در دانشگاه ذبح می کنند. فریاد می زنیم نه ؛ این بار چشم بر ظلم و بی عدالتی و فساد و فحشا نخواهیم بست. هم چنان که دانشجویان دانشگاه شیراز چشم بر بی عدالتی رفته بر شما نمی بندند و خود را در حرکت حق طلبانه ای که آغاز کرده اید، در کنار شما می بینند. ما دانشجویان دانشگاه شیراز اعلام می داریم که بدنه ی جنبش دانشجویی امروز یکپارچه تر از همیشه، ظلم و ستم را بر نمی تابد.

دانشجویان دانشگاه سهند، شیراز، تهران، همدان، امیرکبیر، علامه، زاهدان، اهواز و دانشگاه های دیگر همگی جزیی از بدنه ی عظیم و آگاهی هستند که امروز نسبت به سرنوشت حتی کوچکترین جزء خود حساس و آگاهند. ما بر این باوریم که حرکت آغاز شده فرجامی کدر و سیاه برای استبدادزدگان و نئشگان قدرت به همراه دارد و یقین داریم که فریاد امروز ما تیغی بر قلب سیاه حاکمان است و نقطه ای روشن را در احقاق حقوق این ملت ستم دیده در تاریخ به یادگار خواهد گذاشت.

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند

 

فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز

۹/۲/۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:28  توسط ایستادگی  |